{ ضد مرگ: هیاهوی بسیار برای هیچ }
کوئنتین تارانتینو کارگردان بزرگی است. تارانتینو فیلمهای خوبی ساخته است. تارانتینو جوان بسیار خلاقی است. تارانتینو کم فیلم می سازد اما همیشه خبر ساز است... ولی اینها همه باعث نمی شود آخرین فیلم او را حتی از یک فیلم درجه سه هالیوودی بهتر بدانم. بگذارید حرف آخر را اول بزنم. ضد مرگ (Death Proof) آخرین ساخته تارانتینو یک آشغال وقت تلف کن به تمام معنی است! اگر باز هم می خواهید در باره فیلم بیشتر بدانید ادامه مطلب تقدیم به شما!

فیلم جدید تارانتینو با چند دختر آغاز می شود و با چند دختر دیگر به پایان می رسد. چند تای اول توسط یک قاتل دیوانه که قبلا یک بدلکار خرده پا بوده (با بازی کرت راسل) به طرزی فجیع و ناگهانی به قتل می رسند و بعد زمانی که قاتل می خواهد همان بلا را سر دسته دوم دخترها بیاورد ورق بر میگردد.
فیلم های تارانتینو همیشه معروف بوده اند به غافلگیر کردن بیننده. چیزی که در این فیلم به خوبی به انجام نمی رسد. در مصاحبه های مربوط به این فیلم تارانتینو تاکید می کند که این ماجرا از آنجا برایش جالب بوده که هر آن امکان اتفاق افتادنش در واقعیت وجود دارد در حالی که من به این جمله به هیچ وجه ایمان ندارم (شاید چون در آمریکا زندگی نمی کنم!).
شخصیتهای فیلم آخر تارانتینو به هیچ وجه شما را با خود همراه نمی کنند. اگر دردوگانه بیل را بکش (Kill Bill) شما می توانستید با اوما تورمن همذات پنداری کنید و به جنگ آدم های بد داستان بروید اینجا نه می توانید قاتل را درک کنید و نه با مقتول همدردی کنید. تا جاییکه هر لحظه از خود می پرسید آخرش چه؟! به کجا خواهیم رسید؟

البته ضد مرگ به عنوان یک فرم سینمایی دارای نکات جالب و کم نظیری هم هست. تارانتینو سعی کرده فیلمش را از همان ابتدا (همان تیتراژ اولیه که حتی آرم کم کم فراموش شده تکنی کالر را هم می توان در آن رویت کرد!) به شکل فیلمهای دهه شصت و هفتاد هالیوود بسازد که خب حتی این هم در غیاب یک داستان گیرا به هیچ دردی نمی خورد. اینکه فیلم را به سبک سینمای آن دوره, نخ نما و حتی بعضی جاها با پرش رنگ و سیاه و سفید (مثل فیلمهای VHS آن قدیم ها ) نشان دهی و یا اینکه بعضی فریم ها را با پرش نشان دهی (که مثلا یعنی در تدوین اینطوری شده اند) بدون یک داستان جذاب و گیرا به چه درد می خورد؟
حتی گفتگوهای بین دخترهای فیلم هم از اپیزود دوم دیگر تکرای تکراری به نظر می رسند. اینکه چند دختر بنشینند و هی از روزمرگی خودشان و دوست های مذکرشان برای هم وراجی کنند که فیلمنامه خوب نمی سازد! اینجاست که وقتی به یک سوم پایانی فیلم می رسید از خدا می خواهید فیلم هرچه زودتر تمام شود تا شما هم از این ملغمه ضد سینمایی تارانتینو خلاص شوید.

فیلمهای تارانتینو را دوست دارم. سینمایش را, خلاقیتش را و جسارتش را تحسین می کنم. بیل را بکش همیشه در آرشیو فیلمهای طلایی ام باقی خواهد ماند. اما همه اینها دلیل نمی شود افتضاح اخیرش را ندیده بگیرم و دیدنش را به شما توصیه کنم. دیدن این فیلم را به هیچکس توصیه نمی کنم.
















سلام. به ایمیلت یه سری بزن اصغر جان.
دکتر کجایی ؟؟؟ اکانتم کار نمی کنه
نمیتونم مطلبمو آپ کنم
اصولا آدمی نیستم که زیاد فیلم نگاه کنم ولی اخبار مرتبط با فیلمها واسم جالبه مثلا این مطلب در خاطرم میمونه تا اگه دو سه سال دیگه خواستم فیلم نگاه کنم این رو بذارم کنار.
از اطلاع رسانیت ممنون
متاسفانه باید بگم باهات همعقیده ام . هیچ جیز جالبی که نه ولی ولی کمتر چیز نویی تو این فیلم دیدم و فاصله اش با پالپ فیکشن و کیل بیل خیلی خیلی بود