مرجع موبایل ایران
شارژ
شارژ سیمکارت
writeage.com
درباره مدارک دانشگاهی بیشتر بدانیم

ارسال شده در تاریخ: سه شنبه, مرداد ۹ام, ۱۳۸۶

نویسنده:

تعداد نظرات: 49 دیدگاه

همه ما در باره مدارک دانشگاهی رایج در ایران به اندازه کافی می دانیم: فوق دیپلم، لیسانس، فوق لیسانس، دکترا و سرانجام فوق دکترا. این مدارج را می توان پله پله طی کرد (ناپیوسته) و یا به طور پیوسته (البته تا دکترای حرفه ای). اما آیا تا کنون به یافتن معادل انگلیسی آنها نیاز پیدا کرده اید؟ کاری که تا حدی مساله دار به نظر می رسد. در این نوشته سعی کرده ام مدارج دانشگاهی معتبر دنیا را به شما معرفی کنم. اگر علاقمندید، با من باشید.

در ایالات متحده
در آمریکا، درجات اصلی دانشگاهی، عبارتند از:
الف) لیسانس(Bachelor’s Degree) که معولا ۴ سال است و خود به دو دسته تقسیم می شود:
Bachelor of Art یا (.B.A): که همان لیسانس خودمان است در رشته های علوم انسانی مثلا علوم طبیعی، علوم اجتماعی و زبانهای خارجی
Bachelor of Science یا (.B.S یا .B.Sc): که همان لیسانس خودمان است در رشته های تجربی و مهندسی.

ب) فوق لیسانس (Master’s Degree) که معولا دو تا سه سال است و باز هم به دو دسته تقسیم می شود:
Master of Art یا (.M.A): که همان فوق لیسانس خودمان است در رشته های علوم انسانی مثلا علوم طبیعی، علوم اجتماعی و زبانهای خارجی
Master of Science یا (.M.S یا .M.Sc): که همان فوق لیسانس خودمان است در رشته های تجربی و مهندسی.
ج)دکترا (معمولا.Ph.D) که حدودا یکسال یا بیشتر به طول می انجامد و فرد علاوه بر تحصیل باید به تدریس و انجام پایان نامه نیز مبادرت ورزد.

همچنین در بعضی از رشته ها که کار عملی در آنها ضرورت دارد (مانند حقوق، پزشکی، دندانپزشکی، داروسازی و… ) نوع دیگری از درجات علمی به نام First Professional Degree وجود دارد که خود در دو رده Graduate و Undergraduate (قبل از لیسانس یا بعد از لیسانس) اهدا می شود.  در صورتی که فرد در رده Graduate موفق به اخذ First Professional Degree شود به آن دکترای حرفه ای (Professional Doctorate)  می گویند. این نوع مدرک معمولا در آمریکا رایج است ( و البته در ایران). در بیشتر کشورهای جهان برای دکترای حرفه ای معادل لیسانس یا فوق لیسانس آن را به فرد اهدا می کنند( در این کشورها، واژه دکتر به معنی کسی است که در اثر تحقیق و پژوهش و با طی دوره های ویژه به آن نایل گشته است).

در انگلستان
در انگلیس و کشورهایی که از سیستم انگلیسی در دانشگاه هایشان پیروی می کنند(مثل کانادا، ایرلند، هند، سنگاپور و هنگ کنگ) دو نوع لیسانس برای هر کدام از.B.A یا .B.S وجود دارد: نوع اول که نوع معمولی آن است و به آن Pass Degree می گویند و معمولا سه سال طول می کشد و نوع دوم که نیازمند نمرات بالاتر در طول تحصیل و گاها طی دوره طولانی تری است که به آن Honours Degree می گویند. اگر فردی لیسانس از نوع دوم داشته باشد کلمه Hons را بعد از عنوان مدرکش داخل پرانتز می نویسند. مانند (B.A. (Hons
برای مدارج بالاتر (Postgraduate) مانند M.A مدرک Honours وجود ندارد چون معمولا در این رده ها ارزیابی به وسیله امتحان انجام نمی شود.
همچنین در اینجا هم مدرک دکترای حرفه ای وجود دارد مثلا برای پزشکان (.M.D) و برای متخصصان دندانپزشکی (DDS).

در پایان ذکر این نکته را ضروری می دانم: این نوشته تنها چکیده مختصری از انواع مدارج و مدارک علمی موجود در دنیاست که من با کمک دانشنامه wikipedia جمع آوری کرده ام. اگر دوستان اطلاعات و یا تجربه بیشتری در این زمینه دارند خواهشمندم نظر خود را به صورت کامنت در زیر مطلب درج کنند تا دیگران هم از آن استفاده لازم راببرند.

پی نوشت:

در کشور آلمان دوره لیسانس یا .B.S تقریبا سه سال طول می کشد و مدرک اعطایی معادل (B.S. (Hons است. همچنین در آلمان, به مدرک فوق لیسانس یا .M.S از قدیم Diplom می گفته اند که تا ۵ سال هم طول می کشد. البته این عنوان در حال تغییر می باشد.

  1. علی می‌گه:

    با سلام
    مطالبی در بین دوستان در رابطه با مقایسه رشته های پزشکی و مهندسی برق عنوان شد که لازم میدونم در رابطه با اون توضیحاتی بدم چرا که بنده در هر دو رشته تحصیل کردم (مهندسی برق قدرت و دندانپزشکی)
    اساسأ مقایسه این دو رشته با یکدیگر صحیح نمی باشد، چرا که ماهیت ایندو ، استعداد مورد نیاز برای تحصیل در این دو رشته و همچنین روحیه مورد نیاز برای ایندو کاملأ متفاوت میباشد.
    خداوند افراد بشر را با استعدادهای متفاوتی آفریده است، و مقایسه این استعداد ها با یکدیگر صحیح نمی باشد، بعنوان مثال یک مهندس خوب میبایست از ذهن تحلیلی قوی، یک پزشک خوب از یک حافظه بسیار قوی، یک وکیل خوب از بیان قوی و یک نقاش خوب از یک ذهن تصویری قوی برخوردار باشد.
    مثلأ انیشتین یکی از با هوش ترین دانشمندان تاریخ میباشد ولی مطمئنن به صرف داشتن این هوش قوی توانایی کشیدن یک نقاشی خوب را نداشته است.
    پس جمله صحیح در مورد انیشتین این است که یک هوش تحلیلی بسیار قوی داشته است.
    لذا دوستان قبل از انتخاب رشته بایستی استعداد خود را کشف کنند واین مهمترین بخش برای شروع یک انتخاب صحیح میباشد.
    اما کمی در رابطه علت تحصیل بنده در این دو رشته بگویم
    در دوران تحصیل دبیرستان تصورم این بود که انسان فوق العاده با هوشی هستم (حمل برخودستایی نباشد، صرفأ جهت شفاف کردن قضیه ….) چرا که برای امتحان ورودی به رشته ریاضی و تجربی در آزمون دبیرستان رتبه یک را در دبیرستان دکتر حسابی تهران کسب کردم و به رشته ریاضی وارد شدم، در کنکور سراسری با رتبه ۱۲۰ کشوری مهندسی برق دانشگاه تهران قبول شدم، در آن دوران انتخاب من بر اساس شناخت از رشته برق صورت نگرفته و صرفأ بر اساس حرف اطرافیان تصور میکردم که چون رشته برق سخت ترین رشته مهندسی است و من خیلی باهوش هستم ، پس باید از این هوش سرشار در چنین رشته ای استفاده کنم :-) ( شریف قبول نشدم :-( )
    البته در دوران تحصیل در رشته برق هم تقریبأ موفق بودم، لازم به ذکر است که بگویم در این دوران به تدریس دروس ریاضی و فیزیک دبیرستان رشته ریاضی و تجربی هم میپرداختم
    پس از پایان دوره لیسانس بزرگترین دغدغه بنده مسائل مالی بود که با تدریس و حقوق بگیری همخوانی نداشت ، بخصوص با مشاهده دوستان دوره دبیرستانم. چرا که بعضی آز آنها که در رشته دندانپزشکی تحصیل میکردند، پس از پایان تحصیل در دوره طرح درامدهای بسیار بالایی داشتند، لذا به این نتیجه رسیدم که بجای ادامه تحصیل در رشته برق یکبار دیگر در رشته پزشکی آزمون دهم. با توجه به قوت من در درسهای ریاضی فیزیک و زبان
    فقط با مطالعه در دروس زیست ادبیات عربی و شیمی با رتبه ۹۸ دندانپزشکی شهید بهشتی قبول شدم
    اما موقع ثبت نام فهمیدم بخاطر اینکه یکبار در دوره لیسانس قبول شده ام امکان تحصیل در این دانشگاه را ندارم و به اجبار در دانشگاه آزاد ادامه تحصیل دادم
    خلاصه بعد از دو سال ادامه تحصیل در این رشته با توجه به موقعیت های شغلی بسیار پر درآمد زمینه برق دوباره انصراف داده و در کارشناسی ارشد برق با رتبه ۱۶ در دانشگاه شریف پذیرفته شدم.
    لازمه بگم در حال حاضر برای ادامه تحصیل در امریکا در مقطع دکتری اقدام کردم و تا چند ماه دیگه عازمم.
    این مطالب را گفتم که اصل مطلب برسم و اون مقایسه رشته برق و پزشکیه
    شاید من بیشتر از اون که یک پزشک باشم ، یک مهندس برق باشم، ولی سعی میکنم یک مقایسه منصفانه از جنبه های مختلف داشته باشم.
    شاید مهمترین بخش مقایسه این دو رشته میزان سختی ادامه تحصیل در این دو رشته باشد
    از اون جا که من دارای یک ذهن تحلیلی قوی و حافظه ضعیف بودم، مطالعه دروس ریاضی برام خیلی آسان تر از حفظ کردن دروسی مثل زیست یا حتی تاریخ بود. برای همین در دوران اوایل تحصیل پزشکی خوندن مطالب جدید و سپردن اون به حافظم بسیار دشوار بود.
    ولی خدارو شکر حافظه انسان با تمرین و تکرار تقویت میشه و منم از این قاعده استفاده کردم و بعد از گذرون کمی سختی به حفظ کردن مطالب جدید عادت کرده بودم ( حافظه انسان عین عضله میمونه اگر ازش کار بکشی هی تقویت میشه)
    جا داره در اینجا به یک نکته در مورد فرق حافظه قوی و ذهن تحلیلی قوی اشاره کنم
    بعنوان مثال شخصی که یک ذهن تحلیلی قوی داره همیشه دنبال یک رابطه منطقی بین علت معلول میگرده و حتی با مواجه با دروس تجربی مثل زیست نیاز به یک رابطه منطقی برای فهمیدن مطالب داره اما علم زیست شناسی اساسأ یک علم تجربیه و لذا باید فقط اون رو به ذهن سپرد
    اما شخصی که یک حافظه قوی داره اصولأ سعی میکنه تمامی روابط علمی رو به ذهن خودش بسپره که این با علم ریاضی سازگاری نداره ، چرا که با تغییر پارمترها در ریاضیات تمام روابط تغییر کرده و به ذهن سپردن حجم بالای اینهمه مطلب امکان پذیر نمیباشد
    البته این به این معنا نیست که افراد یا حافظه قوی دارن یا ذهن تحلیلی قوی و تقریبأ ایندو رابطه معکوسی با هم دارن
    اما در مورد سختی رشته برق، نیاری نیست که بگم رشته برق سخت ترین رشته در کل رشته های مهندسی است، چرا که شما برای مطالعه در این رشته به ریاضیات بسیار پیشرفته نیاز دارید علاوه بر اون، این رشته چندان ملموس و قابل دیدن نمیباشد، مثلأ شما در رشته مکانیک سیال رو میتونید ببیند ولی در رشته برق خیلی از موارد قابل لمس نمیباشد، مثلأ مفاهیمی مثل جریان، ولتاژ ، شارمغناطیسی، میدان های الکتریکی و مغناطیسی . غیره و …..
    اما شما زمانی دشواری رشته برق رو متوجه میشد که دروسی مثل ماشین های الکتریکی و الکترومغناطیس در سطح لیسانس و یا دروسی مثل دینامیک قدرت، کنترل فازی و یا الکترونیک قدرت رو در سطح فوق لیسانس یک نگاه بندازید، با یک نگاه ساده به راحتی میتوان فهمید که با یک حافظه بسیار قدرتمند هم نمیتوان بر چنین دروسی فائق آمد.
    علاوه بر این لازمه که دوستان بدانند که پیچیده ترین و بزرگترین ساختار و شبکه ای که توسط بشر تا بحال طراحی و ساخته شده است شبکه سراسری تولید، انتقال و توزیع برق میباشد.
    علاوه بر این ذهن تحلیلی، برخلاف حافظه موهبتی است که خداوند بر بعضی از بندگان خود عطا کرده که متأسفانه به راحتی قابل تقویت نمیباشد.لذا درک و فهم این دروس از عهده بسیاری خارج میباشد.
    همانطور که میدانید برای حفظ کردن یک مطلب، علیرغم یک حافظه ضعیف میتوان با تکرار و ممارست به این مهم دست یافت ولی برای درک و فهم یک مسأله پیچیده برق یا مکانیک حتمأ نیاز به یک ذهن تحلیلی قوی ضروری است و صرف تکرار و ممارست این مهم حاصل نخواهد شد.
    با تمام احترامی که برای دوستان پزشکم قائلم باید بگم شاید بیش از ۹۰ در صد مهندسان برق بتونن رشته پزشکی رو هرچند به سختی تمام کنند ولی مطمئن هستم تعداد پزشکانی که بتونن مهندسی برق را تمام کنن کمتر از ۱۰ درصد میباشد.
    این مطلب صرفأ برای افرادی گفته شد که میخوان انتخاب رشته کنن و به هیچ وجه جنبه مقایسه نداشت .
    من که شخصأ چه حافظم و چه ذهن تحلیلیم از همه پزشکا کمتره و اوووچیک همه ی پزشکا هم هستم.
    از مهندس های برق خواهش میکنم انقدر مغرور نباشین فکر کنین خبریه، یک سرمای کوچولو بخورین اونوقت میفهمین دکتر یعنی چی! در پایان بگم اگه غلط املایی دیدین شرمنده من دیکتمم عین هوشمه.

  2. فرید می‌گه:

    من در سایت دانشگاه متافیزیک سه نوع درجه دکترا دیدم که یکیش معمولیه و دو تای دیگه هستش doctora of ministry (d.min) و بعدی doctora of diviniti (D.div) میخواستم ببینم این سطح دکترا چه سطحی هستش؟؟؟؟
    اینم لینکشه:http://www.metaphysicscollege.com/doctor-metaphysics-degree.htm
    با تشکر.

  3. یلدا می‌گه:

    @ سیروس:
    فوق دیپلم: associate degree

  4. سارا می‌گه:

    معادل انگلیسی دکترای پیوسته چه می شه؟ تو سایت دانشگاه ها باید دنبال چه نوع degree program باشیم؟

  5. aftab می‌گه:

    سلام
    من فارغ التحصیل کارشناسی یکی از رشته های انسانی هستم
    بنابر شرایط اقتصادی کشور وفرصت های شغلی و علاقه در نظر دارم در کامپیوتروفناوری اطلاعات ادامه رشته بدم اما نمی دونم در چه نوع آموزشگاهی؟ دولتی یعنی کنکور کارشناسی ارشد یا آزاد یا فراگیر منظورم اینه که کدام در اینده شغلی اثر داره
    و آیا در صورت ادامه تحصیل از طریق پیام نور و فراگیر در صورتی که بخوام مهاجرت داشته باشم مدرک به دردم میخوره؟

  6. anahita می‌گه:

    سلام. مدرک دکتری حرفه ای دامپزشکی هم M.D حساب میشه ؟

  7. سیروس می‌گه:

    سلام
    آخر هیچکی نفهمید این فوق دیپلم چی میشه؟ حسابشو کنید اینقدر این مدرک الکیه که تو استخدامی (برای در بون شدن :دی)دیپلم داره لیسانس داره ولی فوق دیپلم نیست مگه چه گناهی کردیم. در ضمن فوق دیپلم کامپیوتر دارم.

  8. هدی می‌گه:

    سلام. من دامپزشکی خوندم. می خوام فیزیولوژی پزشکی بخونم(phd).امتحان تافل هم ندادم. تو کدوم کشورها ادامه بدم بهتره؟

  9. azadeh می‌گه:

    با سلام و خسته نباشيد. مي خواستم بدونم مهندسي پزشكي جزو كدام يك از علوم زير محسوب ميشود: ۱٫صوري- ۲٫ نظري- ۳٫ تجربي- ۴٫ استنادي….
    اگر توضيحاتي در اين خصوص داشته باشيد ممنون ميشم…با تشكر

  10. رومينا می‌گه:

    دكتر ممنون كمك زيادي كردين معذرت كه وقت با ارزشمند شمارو گرفتم باتشكر

  11. من با مدارک معادل لیسانس آشنا نیستم اما می دونم که تحصیل در دو رشته دانشگاهی در آن واحد امکان پذیر نیست مگر برای دانشجویان نخبه که معدلشون از یه حدی بالاتر باشه.

  12. رومينا می‌گه:

    يه سوال ديگه درحين تحصيل در دانشگاه ميتوان رشته ديگري براي تحصيل انتخاب كرد

  13. رومينا می‌گه:

    ميشه با مدرك معادل ليسانس كار كرد راهنمايي كنيد

  14. مسعود جان به نظر من اگه گزینه “در حال تحصیل” نداره باید همون دیپلم رو انتخاب کنی.

  15. مسعود می‌گه:

    من دانشجوی یکی از رشته های مهندسی هستم.الان در جایی میخوام ثبت نام کنم میتونم مدرکم رو گزینه لیسانس و معادل انتخاب کنم؟یابایدهمان دیپلم روانتخاب کنم؟

  16. ملیکا می‌گه:

    سلام این متن رو چطور ترجمه کنم؟ (مدرک فوق دیپلم از موسسه آموزش عالی طهورا
    و دیپلم زبان انگلیسی از آموزشگاه کیش
    سابقه کاری : تدریس خصوصی زبان دوره های راهنمایی و دبیرستان و دانشگاه)

  17. تاتا می‌گه:

    سلام
    مرسي از مطلب خوب و كاملي كه گذاشتيد.
    خيلي استفاده كردم.
    موفق باشيد

  18. مهدی می‌گه:

    با سلام.حقیقتا مطالب نوشنه شده برای من که مفید بود.اما در صورت امکان در مورد درجه ی دانشیاری و استاد تمام و نیز نحوه ی نایل شدن به این مدارج در کشورها و دانشگاه های مختلف مطلب بگذار.دستت درد نکنه.بای

  19. Ebi می‌گه:

    سلام من فوق دیپلم برق دارم میخواستم بدونم معادل انگلیسیش چی میشه؟

  20. نسیم جان مدرک به کشور ارتباط نداره بلکه باید دید کدوم دانشگاه مد نظره. می تونی اطلاعات تکمیلی رو از وزارتخانه مربوطه بگیری.

  21. نسیم می‌گه:

    ایا مدرک دانشگاه مالزی مورد تائید است؟

  22. دکتر ریتالین می‌گه:

    ابراهیمی عزیز
    بهترین محل برای تحقیق درباره چنین ادعاهایی وزارت علوم است (هرچند در بیشتر موارد حتی آنها هم نمی دانند!).
    موفق باشی

  23. ebrahimi می‌گه:

    با سلام
    آیا نمایندگی iu در شیراز كه ادعا میكند نمابندگی دانشگاه مالزی و سوید میباشد مورد تایید است؟

  24. astm1834 می‌گه:

    این شقایق خانم چقدر شلوغش کرده؟..ینی ما تو این جامعه..قاضی بیسواد..مهندس بی عرضه …و غیره نداریم که دم به ساعت پاچه ماهارو میگیرید؟..
    بچه زیر ۱۸ سال رو اعدام میکنن…بعدش میفهمن ۱۶ سالش بوده…صداتون هم در نمیاد…تا یکی یه چنتا هندونه میذاره زیر بغل ما …همه جا هندونه قحطی میشه!…
    خدمت شما عرض کنم…پزشک بدلیل این که با نوع آدم.البته جانوری به اسم آدمیزاد…سرو کار داره…و بدلیل اینکه زندگی این نوع از جانوران ، ابعاد مختلفی داره…باید از زوایای گوناگون بررسی بشه..حتی خدمتتون عرض کنم ، پزشکی که جامعه شناسی ندونه…هنوز پخته نشده…
    این مشکلاتی رو که شما عرض کردین..مربوط به جامعه جدید پزشکان ایزانی و کلا جهان سومی هست…البته دیدگاه سنتی که شخصی رو به اسم حکیم قبول داشتن و انتظار داشتن مسایل زیادی رو بدونه همچنان در جامعه ما موجود هست…که خب مشکلات خودش رو داره.
    این که میگن پزشک واقعی یعنی دانشمند…حالا شاید یکم زیاده روی باشه…و یه فرمول کلی هست که هرکس باید تو کار خودش خب دانشمند باشه…یعنی سعی بر این باشه که دانشمند بشه تو زمینه خودش….خوب تو فرهنگ ایرانی…یا شاید هم مشرق زمین…یه اعتبار خاصی برای پزشک از قدیم قائل بودن…اونم بدلیل این که پزشک رو محرم خودشون میدونستن و کلا شما نمیتونی مدل فرهنگی پزشک در ایران رو با مدلی که در غرب هست کاملا مقایسه کنید..گرچه من شخصا موافقم که برخورد اونها خیلی مفیده و کلا صمیمیت بین بیمار و پزشک باعث اعتماد مریض میشه و این اعتماد از هر دارویی موثر تره.
    در انتها تقاضا مندیم ! همه مشکلات رو از دید ماها نبینید….که ما فقط یک گوشه از مشکلات موجود هستیم ….جامعه ایران در حال تغییر از فرهنگ سنتی خودش هست و علاوه بر اون این سرطان چندین ساله هم نفس براش باقی نگذاشته…خلاصه دیدگاه خودتونو نسبت به ماها تغییر بدید…که به قول یارو گفتنی گذر پوست به دباغخانه خواهد اوفتاد…:))).

  25. علی می‌گه:

    با سلام
    در مورد اینکه چه کسی باید چه کاری بده یا چه وظیفه ای داره یا باید به چه شکل خدمت کنه اینها رو بگذارید کنار مسئله مطرح شده در مورد دوستان پزشک کاملا درست هست من خودم در زمان دانشگاه و بعدش با این دوستان سروکار دارم باید بگم پزشکان محترم نسبت به بقیه صنفها مغرور تر هستند یه جوری بین خودشان وبقیه تقاوت میگذارند حالا چرا من که نفهمیدم چه خبره یا چرا اینقدر در مقابل دیگران به خودشون امتیاز میدن …

  26. احسان می‌گه:

    با عرض سلام
    می خواستم بدونم مدرک دکترای حرفه ای دامپزشکی ایران در کشور هندوستان معادل چه مقطعی ارزیابی می شود لیسانس یا فوق لیسانس؟برای ادامه تحصیل در کشورهندوستان؟

  27. آرش می‌گه:

    کاملا با شما موافقم اما نه مهندس ناظر ساختمان، نه پلیس و نه مهندس برق ادعای دانشمند بودن و اطلاع از تمامی علوم منقوله را ندارند ولی حرف شما صحیح است که این ساختار غلط جامعه ماست و انجام ندادن وظیفه و بعهده نگرفتن مسئولیت بخش مهمی از زندگی هر کدام از ما را تشکیل داده است اما نمی بایست با خط قرمز کشیدن میان خودمان و دیگران خود را از دایره انسان های این جامعه جدا کنیم
    با تشکر

  28. دکتر ریتالین می‌گه:

    دوست عزیز
    قصد دفاع کورکورانه از پزشکی را ندارم . پزشک هم نیستم که از صنف خودم دفاع کنم با اینحال:
    آیا تا بحال از مهندس ناظری برایت نگفته اند که می داند ساختمان ساخته شده مشکلات بسیار دارد و ممکن است با فرو ریختنش جان صدها نفر بیگناه را بگیرد اما به ساختمان پایان کار می دهد؟
    آیا پلیسی را ندیده ای که وظیفه اش حفظ نظم و احقاق حقوق است اما خودش مخل نظم اجتماعی است و حق دیگران را می خورد؟
    آیا مهندس برقی را ندیده ای که می داند جعبه تقسیم برق پرقدرتی که با آشغال های چینی ساخته ممکن است آتش بگیرد و از آن در کارخانه استفاده می کند؟
    آری, ما همه مشکل داریم برادر. یک مشکل فرهنگی و انسانی بزرگ. ما همه مقصریم!

  29. آرش می‌گه:

    با سلام مجدد
    ریتالین عزیز با اینکه کمیت یک موضوع به هیچ عنوان بر کیفیت آن صحه نمی گذارد اما در این زمینه که شما به آن اشاره کرده اید حق با شماست اما من هنوز پاسخ سوالات متعددم در رابطه با علت این برتری جوئی کاذب جامعه پزشکی ما که برخلاف اعتقاد شما آنها را “دانشمند” نمی دانم، نشده ام. این جامعه دانشمندی که شما از آنها نام می برید و آنها را اشخاصی می دانید که “دوره زیادی از عمرشان رو صرف آموختن علوم مختلف” می کنند در دیدگاه من با عرض معذرت به صنف پر افتخار دلالان پیوسته اند با این تفاوت که این بار کالای مورد دلالی در این گروه جان مردمان این مملکت است به نظر شما شرافت جامعه دانشمندانی که بیشتر عمر خود را صرف علم آموزی می کنند این است که با گرفتن مبالغ گزافی اقدام به اعمال جراحی صوری بدلایل مختلف کنند؟ و یا دانشمندانی (!) که اقدام به اعمال جراحی زیبائی بدون آنکه کوچکترین تخصصی در آن زمینه داشته باشند می کنند بوئی از انسانیت برده اند؟ آیا تا بحال آماری از متخصصان بیهوشی که بعلت کمی افزایش و کاهش دارو در میزان تزریقی به بیمار موجبات فوت شخص را فراهم کرده اند، شنیده اید؟ به شخصه بقدری به موارد مختلف این چنینی برخورده ام که دیگر به اسم آقا یا خانم دکتر حساسیت پیدا کرده ام. البته شرافت این حرفه در خارج از مرزهای مام میهن همچنان پا برجاست و در این میان هنوز هم ،هرچند کم، پزشکان با شرافت والای در خور یک دانشمند را می توان به چشم دید.
    باتشکر

  30. دکتر ریتالین می‌گه:

    دوستان عزیز نظرات همه شما محترم و متینه.
    من پزشک نیستم. دکتر داروسازم. هیچ وقت هم به دکتر بودنم افتخار نکردم. این هم شاهدی بر این مدعا!
    فقط ذکرچند نکته رو لازم می دونم:
    یکی اینکه وقتی می گم پزشک واقعی یک دانشمنده منظورم اینه که باید با علوم گوناگون آشنا باشه نه اینکه در آنها استاد بشه! مثلا یک پزشک باید برای فهمیدن اصول کار دستگاههای پزشکی با فیزیک آشنایی داشته باشه. برای محاسبه دوزهای حساس دارویی با ریاضی آشنا باشه. برای انجام تحقیقات پزشکی باید با علم آمار و احتمالات آشنایی داشته باشه. برای دانستن مکانیسم داروها باید با شیمی آشنا باشه. و و و … .
    در جواب آرش عزیز هم باید بگم آرش جان دوره پزشکی تا جایی که من یادم مونده ۲۹۰ واحده و با این حساب یه شش ترم ناقابل با دوره ای که شما گذروندین فرق داره! آرش جان در این که یک پزشک دوره زیادی از عمرش رو صرف آموختن علوم مختلف می کنه شک نکن!
    برای همه تون آرزوی موفقیت می کنم.

  31. شقایق می‌گه:

    چرا آدما دنبال القاب و اسامی بزرگتر از قدو قواره خودشون هستن ؟!
    اگر نباشن چطوری ثابت کنن که از بین فرزندان صدها هزار خانواده ایرانی که آرزو دارن بچه هاشون توی امتحان ورودی دانشگاه های ایرانی که در حال حاضر چهره ای ترسناک تر از قصر دراکولا داره سربلند بیرون اومدن ؟ وقتی که ما جایی زندگی می کنیم که درصد بهره هوشی هر کس رو با میزان تحصیلاتش و البته نوع رشته تحصیلیش می سنجن چرا نباید دنبال القاب بود ؟
    اگر من رو دکتر صدا کنن همه میفهمن که من باهوش ترم ! چون دکترم ! مامان بابام ترمی …. تومن پول دانشگامو دادن ! پس برای خودم شخصیت می خرم !
    هر جای دنیا به یک شکل برای خودشون اعتبار و شخصیت می خرن بعضی ها با زنان و مردان ثروتمند و یا زیبا ازدواج می کنن تا توسط اونا مورد احترام واقع بشن، بعضی ها از طریق ثروت به دنبال کسب اعتبار می روند و بعضی با اسامی مثل آقای دکتر، خانم دکتر.
    دکتر ریتالین عزیز از این حرف شما بسیار تعجب کردم دکتر واقعی=دانشمند !!!!!!
    دکتر واقعی یک شخصیت انسان دوسته که به شغل خودش هم کاملا مسلطه ( البته طبق تجربه پزشکان مسلط در ایران که تعدادشون هم کم نیست بیشتر پول دوست هستن نه انسان دوست) من پزشکی رو نمیشناسم که بیشتر از حیطه پزشکی اطلاعات قابل توجهی در رشته دیگه ای داشته باشه . من یک پزشک عمومی رو میشناسم که توی شهر خودش پزشک نمونه شناخته شد ! وقتی که یک مراجع در رابطه با بیماریهای پوستی سراغش میومد این پزشک محترم روش درمان رو از من می پرسید !!
    (من زیاد پیش متخصص های پوست میرم ) این یه حقیقته که پزشکهای عمومی کمی بیشتر از تحصیلاتشون حتی در همون محدوده تحصیلیشون اطلاعی ندارن ؟ این آدمها وقتی برای کسب اطلاعات بیشتر ندارن تمام طول جوونیشون رو یا دارن برای قبول شدن در این رشته صرف می کنن یا در حال به پایان بردن این رشته هستن و یا با تمام وجود درگیر پیدا کردن یک مطب یا درمانگاهی که در آن مسئولیت بزرگشان را به انجام برسانند البته اگر وقتی برای ازدواج و تربیت فرزند باقی مونده باشه! گاهی هم پزشکان ایرانی چنان درگیر “توهم دانشمند بودن” می شوند که گرایش به هر گونه یادگیری دیگر را کسر شان می دانند. این داستانها بیشتر در ایران وجود داره . اگر هر کدوم از ما یک بار یکی از کانالهای غیر ایرانی رو دیده باشیم میبینیم که پروفسور مایک رو مایک عزیز صدا می کنن، دکتر لیندا کافمن رو لیندای عزیز و البته نمونه های مشابهی که کم نستند. این حرفها هیچ کدوم ارزش پزشک رو پایین نمیاره ولی این فرمول رو به طور کامل خط میزنه . پزشک واقعی = دانشمند!!!؟؟
    یادمون نره خیلی از پزشکان حتی بلد نیستن کامپیوتر رو روشن کنن. و یا از روانشناسی که بسیار هم برای کارشون واجب هست سر در نمیارن.
    دکتر ریتالین شما هم پزشکید؟ حتما هستید وگرنه حرفی مبنی بر خودستایی یک پزشک نمیزدید. و از یک مقطع تحصیلی یا رشته دیگه طرفداری می کردید. و یا اسم مستعارتون “دکتر” ریتالین نبود. اگر شما هم توی یه مقاله، گفته (مثلا) یک استاد دانشگاه رو میخوندید که طبق دلایل خودش گفته : مدرسین دانشگاه ، البته مدرسین واقعی دانشگاه ، دانشمند هستن حس بدی پیدا می کردید.
    dr sohail بسیار محترم در رابطه با گفته شما که دانشجوهای پزشکی که باید همه علوم رو یاد بگیرن ، باید بگم بایدی در کار نیست ! چون اونا اینکا رو نمی کنن و مطمئن باشید که ما در مورد موارد استثنا حرف نمیزنیم که شما بخواهید خودتون یا آشنایانتون رو وارد بحث کنید اگر اینطور بود روزانه صدها بیمار به خاطر تجویز اشتباه جون خودشون رو از دست نمیدادن یا مریضیشون بدتر نمیشد . کم نیست اخباری که در مورد تشخیص ندادن بیماری یا اشتباه تشخیص دادن آن توسط پزشکان منتشر می شود. dr sohail نمیشد برای خودتون فقط سهیل رو انتخاب کنید و دنبال آن Dr نیاورید ؟؟ شما هم با نام دکتر از دیگران احترام بیشتری رو میخواهید . مگه نه ؟
    قرار نیست شما برتری شغلیتون رو به کسی ثابت کنید . توضیح بدید چرا اینقدر با نام دکتر مانور می دهید؟

  32. آرش می‌گه:

    با سلام به دوستان
    صحبت در رابطه با علت دسته گل فرستادن آقایان و خانم های اطبا در رابطه با “دکتر” بودنشان مبحثی نیست که در این مجال بتوان بطور کامل به آن پرداخت و نیاز به بررسی روانشاناسانه و مطالعه دقیق در ساختار زندگی نچندان صحیح ما دارد که بیش از آنکه به واقعیات توجه کنیم غرق در اسامی و القاب، خود را در اوج احساس می کنیم. در این رابطه با آنچه ریتالین عزیز در اینجا فرمودند تا حدودی موافقم و این لقب سازی پزشکن عمومی را بیش از پیش ناشی از نگاه از بالا به جامعه و غرور مفرط و کاملا بی معنی آنان می دانم چرا که در جامعه ما نمی توان یک پزشک عمومی (و حتی در بسیاری از موارد یک پزشک متخصص) را “دانشمند” نامید چرا که دانسته های یک “دانشمند” همانطور که ریتالین جان فرمودند محدود به یک علم و دو علم نمی شود و اگر دانش پزشکی را یک علم بنامیم، بسیار مشتاقم که دانش های دیگری که یک پزشک عمومی در چنته دارد را بدانم. در ضمن همیشه این نکته برای من بسیار جای سوال داشته است که یک پزشک با آنکه در کل دوران تحصیلش حتی یک ریاضی مقدماتی را نگذرانده است چگونه رشته تحصیلی خود را از سایرین سخت تر و البته مهم تر می داند. البته در اینکه دانش پزشکی در رابطه با جان انسانهاست و هیچ چیز از این موضوع مهم تر نیست شکی وجود ندارد اما تا بحال به ابزار در اختیار یک پزشک توجه کرده اید آیا از یافته های علم مهندسی پزشکی (که از شاخه های مهندسی برق محسوب می شود) با خبر هستید؟ به نظر شما ارزش تجهیزات موجود در اتاق عمل از وجود مبارک جناب پزشک کم اهمیت تر است؟
    نکته بعدی را در رابطه با رشته ای می نویسم که در بالا به آن اشاره شد و متاسفانه آگاهی نچندان صحیح نویسنده منجر به نتیجه گیری جالبی شده است که در ادامه به آن می پردازم. در ابتدا بسیار مشتاق به دانستن تعداد واحدهایی که یک پزشک عمومی برای فارغ التحصیل شده موظف به گذراندن آنها می باشد هستم در این رابطه بهتر است بدانید که اینجانب برای فارغ التحصیل شدن در رشته ای که شما از آن نام برده اید چیزی در حدود ۱۷۰ واحد گذرانده ام و این در قیاس با پزشکی عمومی رقمی در حدود یکی دو ترم اختلاف را نشان می دهد و بسیار مشتاقم بدانم این ” ۲۳ تخصص و ۲۱ رشتهء فوق تخصصی” در همین یکی دو ترم اضافه بر علمای طب نازل می گردد؟ و اگر خیر لطف کنید شرح دهید در طی یادگیری این ۲۳ تخصص و این ۲۱ رشته فوق تخصص چه زمانی برای یادگیری اصل موضوع یعنی “پزشکی عمومی” صرف می شود؟
    در رابطه با امتحان تخصص اطبای گرامی تا آنجا که من می دانم یک امتحان کلی از سیر تا پیاز پزشکی گرفته می شود و آنوقت شاگرد زرنگ های کلاس متخصص پوست و چشم می شوند و متوسط ها سراغ تخصص داخلی می روند و درس نخوان های ماجرا هم می شوند آقا یا خانم “دکتر” و در این میان از قرار معلوم هر کسی سراغ تخصص مورد علاقه خود نمی رود بلکه این نمره امتحان است که تخصص یک متخصص را تعیین می کند. و اما در رابطه با مهندسی برق گرایش قدرت؛ دوست عزیز برخلاف نظر شما یک مهندس برق شاخه قدرت نه تنها الکترونیک عمومی الکترونیک یک و الکترونیک دو را از رشته الکترونیک می خواند بلکه مواردی همچون سیگنال ها و سیستم و کنترل رااز مهندسی کنترل، الکترومغناطیس و مخابرات یک را از مهندسی مخابرات، فیزیک مکانیک و حرارت و سیالات را از مهندسی مکانیک نقشه کشی صنعتی را از رشته های عمران و معماری و چندین مورد دیگر را بعنوان واحد اجباری می گذراند و اگر بخواهیم دانش پزشکی را با رشته ای چون مهندسی برق قیاس کنیم (هرچند این کار اصلا کار صحیحی نیست ولی به اصرار شما)، هر اندازه که شما دانش پزشک را غیر حفظی و “علم پیدا کردن رابطه بین انبوهی از data ” بدانید بازهم گذراندن بیش از ۲۳ واحد ریاضی همراه با علوم بسیار مشکلی که ریاضی بسیار پیشرفته ای را طلب می کند که حتی ماشین حساب های پیشرفته نیز با تاخیر به آن پاسخ می دهند کفه ترازو را آنچنان به نفع برق سنگین می کند که حتی تصورش را نیز نمی توانید بکنید حتی کار تا آنجا جلو می رود که در کنکور کارشناسی ارشد ساده ترین درسی که می توان به آن پاسخ داد در کمال تعجب شما “ریاضی” است! در ضمن پاسخ ندادن به الکترونیک در کنکور کارشناسی ارشد، البته آنچنان که شما فرض کرده اید نیست بلکه نسبت به دروس اختصاصی قدرت دارای ضریب پائین تری ست و یک کارشناس برق قدرت ترجیح می دهد که به درسی همانند ماشین با ضریب ۵ پاسخ دهد تا به الکترونیک با ضریب ۲٫ در ضمن در این کنکور برخلاف امتحان تخصص شما هر کس بر حسب علاقه خود به گرایش مورد نظرش هدایت می شود مثلا اگر یک کارشناس قدرت بیشتر به سوالات الکترونیک یا کنترل پاسخ بدهد به همان رشته هدایت می شود.
    در انتها به نظر من بهترین و شیواترین توصیف ممکن در رابطه با جامعه پزشکی غیر متعهد را مهران مدیری با زبان فوق العاده خود بیان کرده است واقعیاتی که به چشم خویش نیز شاهد آنها بوده ام، پزشکان برج سازی که برخلاف سوگند نامه خود بر بالین بیمار محتضر خود جشن تولد برپا می کنند
    با تشکر

  33. يلسر می‌گه:

    سلام.
    من كه بهت حق میدم خداییشم خیلی صبر و حوصله میخواد تا آدم بتونه همهء این اطلاعات رو تو مغزش بگنجونه.مخلص هر چی دكتر باحالم هستیم.
    راستی دكتر جواب ما رو هم هنوز ندادینا.
    متشكرم.

  34. dr sohail می‌گه:

    سلام
    من سال۵ پزشکی هستم و میخواستم توضیحی در مورد مطالب دوستای مهندسی فنی عرض کنم که گفته بودن چرا پزشکها اینقدر دوست دارن بهشون بگن ((دکتر)):
    اولا واژه دکتر که به پزشکها اطلاق میشه لزوما بمعنی داشتن phd نیست بلکه خلاصه شدهء medical doctor یا همون MD هست حالا چه پزشک عمومی باشه چه یک فول پروفسور که فوق تخصص داره
    ۲- و از اون جهت یه پزشک رو همه جا دکتر صدا میکنن چون تحصیلات و شغلش در ارتباط مستقیم با زندگی روزمره و جون آدما قرار میگیره
    ۳-جالبه بدونید اگه مثلا تو یه هواپیما واسه یه مسافر اورژانس پزشکی بوجود بیاد و فوت کنه اگه یه پزشک جزو مسافرا باشه اما بروز نده قانونا در قبال مرگ اون شخص مسئوله در حالیکه طبیعتا چنین قضیه ای در مورد آقای دکتری که phd تو یه رشته فنی داره اصلا صادق نیست
    ۴-یه دانشجوی پزشکی واسه اینکه پزشک عمومی حاذق بشه لزوما باید از تمامی رشته های تخصصی و در مواردی هم فوق تخصصی پزشکی سر دربیاره که بدنیست بدونید پزشکی مجموعا ۲۳ تا تخصص و ۲۱ رشتهء فوق تخصصی داره که البته اینها فقط رشته های بالینی هستند و به لیست بالا ۱۵ تا تخصص علوم پایه رو هم اضافه کنید و مجموع تمامشون رو در ۴ (که متوسط زمان تحصیل در هر رشته تخصص هست) ضرب کنید می بینید که چندبرابر عمر یه انسان میشه که البته یه GP(پزشک) باید حداکثر تو ۷ الی ۹ سال اونها رو بخونه و تمامشون رو تو یه امتحان به اسم residency یاهمون امتحان تخصص ریز به ریز بیاد بیاره
    درحالیکه تو کنکور کارشناسی ارشد رشته های فنی مثلا یه مهندس برق گرایش قدرت مجبور به پاسخ دادن به سولات تخصصی رشته برق الکترونیک نیست چون از اول این دو گرایش از هم جدا شده
    ۵-پزشکی بر خلاف تصور بعضی افراد یه علم تجربی صرفا حفظی نیست بلکه علم پیدا کردن رابطه بین انبوهی از data جهت پیشگیری تشخیص و درمان انواع مختلف بیماریها است که برای نمونه فقط در تخصص پوست یا همون dermatology بالغ بر ۳۰۰۰ بیماری میشه
    حالا بعد از این همه حرف شاید به این آقای دکتر که مدیر سایته حق بدید که یه پزشک رو یه دانشمند بدونه…….نه؟

  35. ياسر می‌گه:

    سلام دكتر جون:
    با تشكر از شما و اطلاعات خوبي كه در اختيار ما جوونا ميزاريد. راستش منم با اين مدرك فوق ديپلم مشكل دارم نميدونم به الماني چي بهش ميگن!!؟ لطفا” به دادم برسيد.
    متشكرم.

  36. کریچ می‌گه:

    سلام :خدا قوت
    باید عرض کنم که جوابم را ندادید شاید من بی ربط نظر دادم ولی باید بگم سایت شما عالیه از قالب گرفته
    تا موضوعات سایت واقعا خیلی زحمت کشیدین راهنمایی هاتون برای
    بی سوادی مثل من خیلی با ارزش است البته بعضی وقتا از مطالب جالب شما کش میرم تو وبلاگام استفاده می کنم چون زیاد اهل تایپ نیستم
    متشکرم و موفق باشید

  37. کریچ می‌گه:

    سلام:
    آیا در کشورها دیگر هم همه چیز خلاصه شده در مدرک …آیا کسانی که مدرک دارند بنظر شما با سواد هستند در کشورهای اروپا و امریکایی این مدارکها را با پارتی …میگیرند البته باید عرض کنم که بنده نه مدرک ونه سوادی دارم که بهش افتخار کنم و یه سوال؟ مدرک ضامن خوشبختی است
    انسانیت خلاصه شده در مدرک وسواد ممنون و موفق باشید

  38. سلام. راستش من جایی چیزی مثل فوق دیپلم تو کشورای خارجی ندیدم. البته نمی گم وجود نداره، من اطلاعی ازش ندارم. اگه کسی می دونه لطفا بگه تا دیگران استفاده کنند.

  39. علی می‌گه:

    منم سوال حامد رو دارم
    شما تو خط اول نوشتی فوق دیپلم ولی نگفتی اسم لاتینش چیه؟

  40. حامد می‌گه:

    این فوق دیپلم بد بدخت اسمش چیه ؟

  41. مهرداد می‌گه:

    لطفا در مورد مدارک معادل و یا مبتنی بر تجربه که دانشگاههای مجازی صادر می کنند توضیح دهید.
    متشکرم

  42. علی می‌گه:

    سلام
    باید خدمتتون عرض کنم که توی ایران فوق لیسانس رشته فنی معادل دکترای عمومی پزشکی ارزشیابی میشه و دکترای فنی معادل دکترای تخصص پزشکی . این ارزشیابی وزارت علوم ایرانه که کاملا هم درسته .
    اگه بچه های پزشکی یک بار یک نگاه به ریاضی مهندسی و مساله هاش برای مثال دیریکله سه بعدی بندازند خودشون قبول می کنند که واقعا چقدر سخته بعضی رشته های فنی .
    در ضمن اینم اضافه کنم که اینجا(هند) به رشته های مهندسی E می گند مثلا کسی که مهندس نرم افزار باشه مدرکش BSc نیست بلکه BE هست.

  43. سلام حامد عزیز
    راستش عوامل مختلفی ممکنه داشته باشه ولی چیزایی که به ذهن من می رسه ایناست:
    از قدیم الایام توی همه جوامع احترام خاصی برای طبیبان قایل بودند که باعث می شد اونا اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنند(یا شاید غرور) و از زمانی که مدرک دکترا به وجود اومد و رشته های دیگه هم دکتر دار شدند خب اونا هم به همین سنت ادامه دادند!
    از طرف دیگه به نظر من که خودم یه دکتر داروسازم، یک پزشک(منظورم یه پزشک واقعیه) به معنای کامل کلمه یک دانشمنده. اون باید تقریبا از تمام علوم(غیر از ستاره شناسی یا فضانوردی!) دانش و معلومات داشته باشه ولی برای مهندسا و غیره این قضیه واقعا محدود به یک ،دو یا سه دانش می شه. خودم بالشخصه فکر می کنم بر خلاف این چیزی که خیلی ها می گن، دانش بیشتر باعث می شه آدم بیشتر به خودش مغرور بشه (یه چیزی شبیه به اعتماد به نفس بیشتر).

  44. حامد می‌گه:

    چرا دکترا اینقدر علاقه دارن به خودشون بگن دکتر؟ ولی مهندسا یا دکترای فنی که به مراتب باسواد ترند اصلا این عادت روندارند وخیلی متواضع ترند؟ جوابی دارین؟

  45. محمد می‌گه:

    عالی بود. دستت درد نکنه. باز هم از این مطالب برامون بنویس.

  46. بن لادن می‌گه:

    لطف کنید در مورد حوزه علمیه در کشور امریکا بیشتر توضیح بدین. با تشکر.

  47. مدت زمان تحصیل دکترا در آمریکا را اصلاح کردم و در مورد آلمان هم مطلبی در پی نوشت اضافه کردم.
    دوستانی که تجربه دارن اگر اشکالی هست لطفا به صورت کامنت برای استفاده دیگران بنویسند.

  48. نوید می‌گه:

    لطفا در مورد مدارک تحصیلی کشور آلمان هم مطالبی بنویسید. متشکرم

  49. مجید می‌گه:

    دکترا در آمریکا حد اقل ۴ سال طول میکشد عزیزم نه یک سال.




1385-1393 تمامی حقوق برای سایت عصر‌نوشتن محفوظ است.