مرجع موبایل ایران
شارژ
شارژ سیمکارت
writeage.com
حقایقی زیبا در باب مرگ: نگاهی به فیلم چشمه

ارسال شده در تاریخ: دوشنبه, خرداد ۲۸ام, ۱۳۸۶

نویسنده:

تعداد نظرات: 55 دیدگاه

چشمه (The Fountain) آخرین ساخته فیلم ساز شهیر آمریکایی دارن آرونوفسکی(Darren Aronofsky) است که در سال ۲۰۰۶ و بعد از حدود شش سال زمان که صرف ساخته شدنش گردید به نمایش در آمد. فیلم از سه داستان تو در تو تشکیل شده است که در انتها به هم می پیوندند. با هم نگاهی می اندازیم به این اثر بی نظیر که بعد از مدتها لذت تماشای یک فیلم خوب را به من بخشید.

اگر کسی را عاشقانه دوست دارید به تماشای این فیلم ننشینید. این توصیه دلسوزانه را همین ابتدا بیان می کنم زیرا ایمان دارم اثرات تماشای این فیلم برای کسانی که عزیزی دارند و یا از آن بدتر عزیزی را از دست داده اند تا مدتها بر جای خواهد ماند. فیلمی که بی شک در ۹۵ دقیقه زمانش بارها اشک را بر گونه های بیننده حساس جاری خواهد ساخت.

The Fountain Movie

فیلم با داستان یک شوالیه قرن شانزدهمی اسپانیایی به نام توماس (هیو جکمن) آغاز می شود. او در جنگلهای محل زندگی مایا ها سرگردان است تا شیره افسانه ای درخت حیات را برای ملکه اش (راشل وایز) بیابد.
داستان دوم و اصلی به زندگی دکتر تام کرئو (باز هم با بازی هیو جکمن) می پردازد که دیوانه وار به دنبال درمانی برای سرطان می گردد تا همسر دلبندش(ایز، با بازی  راشل وایز) را از مرگ نجات دهد.
در داستان سوم که پانصد سال بعد روایت می شود و بسیار سورئالیستی است تام را دنبال می کنیم که در فضا روان است ، شناور بر جزیره کوچکی که تنها درختی کهنسال در آن وجود دارد. آنها به سمت یک سحابی عازمند که زمانی (ایز) از آن به عنوان مکان آرامش سخن گفته بود.

The Fountain Movie Poster

بله، داستان فیلم قدری عجیب به نظر می رسد اما پرداخت فیلم و بازیهای هنرمندان به قدری جذاب از کار در آمده که برای لحظه ای نمی توانی تصور کنی با یک داستان ساختگی که توسط خود (آرونوفسکی) هم نوشته شده مواجه هستید.

شاید اگر بخواهم تم اصلی فیلم را به صورت کوتاه بیان کنم این باشد که:
انسان قرنهاست که در افسانه یا واقعیت به دنبال راهی برای پیشگیری از مرگ بوده و هست(جایی از فیلم دکتر تام می گوید: مرگ هم یک بیماری است. پس حتما درمانی دارد و من آن را پیدا خواهم کرد) اما آیا خود مرگ به تنهایی به عنوان تولدی دوباره، زیبا نیست.
راستش باید بگویم بعد از دیدن تصویری که این فیلم از مرگ و زندگی پس از آن ارائه می دهد می توان با آسودگی بیشتری به مرگ اندیشید(آسودگی که هیچ وقت نتوانستم از مرور دوباره و چند باره کتابهای دینی و موعظه هایی که سالها برایمان گفته اند و درس داده اند کسب کنم!)

شش سال زمان برای ساخت یک فیلم زمان کمی نیست اما بعد از دیدن فیلم ، باید اعتراف کرد کهآرونوفسکی فیلمی از هر جهت عالی ساخته است. بازی بازیگران و تکنولوژی عظیم به کار رفته در فیلم همه و همه در به باور رساندن بیننده دست به دست هم داده اند. به اینها اضافه کنید موسیقی جالب و شاید کم نظیر فیلم (اثر کلینت منسل) را که خود سرچشمه بحث هایی بوده است.

راستش بعد از دیدن فیلم گشتی در اینترنت زدم تا شاید بتوانم نظر دیگر بینندگان فیلم را بخوانم اما در سایتهای فارسی زبان تقریبا هیچ اشاره ای به این شاهکار هنری نشده بود. بر خود لازم می دانم تماشای این اثر هنری زیبا را به همه دوستانم توصیه کنم.

  1. مهدی می‌گه:

    سلام
    یه سوال برام پیش اومده. اینکه در نقدتون گفتید داستان سوممربوط به ۵۰۰ سال بعد میشه رو چطور نتیجه گرقتید. من بعد از ۴، ۵ بار دیدن فیلم بازهم فکر میکنم این داستان سوم داره بعد روحانی شوالیه داستان اول و دکتر داستان دوم را نشون میده و رسیدن به کمال انسانی را در دو زمان مختلف و به دو راه مختلف نشون میده. در دین خودمون داریم که به تعداد اننسانها، راه برای رسیدن به کمال ۰خدا) هست؟
    با تشکر

  2. فیروز می‌گه:

    فیلم خیلی قشنگی بود ولی تعلق داشتن به فرقه یا مکتب، شخص رو به این سمت وا میداره که در موردش فیلمی بسازه یا اطلاع رسانی ای انجام بده، اینکه چه فرقه یا مکتبیه خودتون تحلیل کنین.

  3. اراز می‌گه:

    فیلم محتواش خیلی عالی بود اکثرا بیننده ها نمیتونن با یکی دوبار دیدن این فیلمو نقد کنن من تو نت خیلی از نقدارو خوندم…این فیلم داستان فردی رو که با یک درخته رو با مفهموم عادی نمیگه وگرنه نیازی نیست که اونم داخل ی حباب گیر کرده باش…
    یا بعضی وقتا که پیوستگی بین مرد تو بین ستارگان با مرد حال که جلوی کامپیوترش نشسته و ب یه نقطه سیاه رنگ نگاه میکنه بیانگر سبک خاصیه…
    ممنون

  4. Ahmad می‌گه:

    شايد كمي خنده دار باشه اما الان 2 سال است كه بعد از ديدن اين فيلم زندگيم دگرگون شده
    بنده ادعاي در مورد نقد فيلم ندارم و از فيلم دفاع نميكنم اما فيلم ها و شاهكارهاي بسياري رو ديدم شايد اغراق باشه اما اين فيلم در آينده شناخته خواهد شد و مفهوم اين فيلم واقعيت ديروز امروز و فرداي بشر است
    بشري كه در عين ظاهر آرامش تشنه حقيقت و ناشناخته هاست
    عمري جاودانه ميخواهد و عشقي بي پايان
    مطمئنن از دوستاني كه گرفتار ظواهر دنياي مدرن شدن و سينماي مدرن رو ميپسندند دركش سخت باشه اما واقعيت همچنان برجاي خود هست و آن ذات جستجوگر انسانيست

  5. محمد می‌گه:

    در جواب دوستی عزیزی که فیلم رو خالی از نماد و بعضا چرند توصیف کردن باید بگم سکانس به سکانس این فیلم نماد گرایانه و با مفاهیم عمیقی که ما هر روز داریم باهاشون دست و پنجه نرم می کنیم گره خوردن. اما فکر می کنم ضعف شما در تحلیل فیلم ، ناشی از دیدن فیلم های کاملا پوچ و بیمعنایی است که تنها مجموعه ای از اتفاقات روتین و اکثرا اکشنی رو شامل میشه که کاملا خالی از معناو مفهومه و متاسفانه این روز ها به شدت جای هنر اصیل و معناگرایانه فیلم سازی رو گرفته نشات میگیره.
    در جواب دوست عزیزی که فیلم رو از دید مسایل فراماسونری بررسی کردن هم باید بگم این درست نیست که همیشه بخایم این چنین آثاری رو مستقیما هدفدار تلقی کنیم البته قطعا سخن شما در جایی هم کاملا صحیحه ولی به شخصه این فیلم رو با نگاهی کاملا بی طرف دیدم و به شدت لذت بردم. انتقال مفاهیم و نمادگرایی به طرز بی نظیری هنرمندانه انجام شدن و کاملا برای درک اونها یک ذهن مشتاق و آشنا به این سبک فیلم سازی رو می طلبه.
    و دیگر اینکه باید بگم به شخصه تطابق های زیادی رو در داستان فیلم و دین خودمون دیدم. برای مثال یکی از پیام های اصلی فیلم رو این چنین برداشت کردم که راه رسیدن به جاودانگی ابدی فنای در راه معشوق است که این معشوق رو به صورت نمادگرایانه در قالب یک معشوقه ی انسانی در فیلم نشون میده ولی معشوق اصلی در واقع همون خداست که در عرفان به این حالت اوج ازخود گذشتگی در راه حق فنا فی الله شدن گفته میشه. و همینطور نماد ها و بحث های دیگه که مرگ رو شروع زندگی دوباره و آغازگر اصلی حیات جاودانه میدونن.
    در نهایت هم موسیقی بینظیر دیگر از کلینت منسل که روحی دوباره به فیلم میبخشه زیبایی کار رو دوچندان میکنه.
    امیدوارم با دیدی باز و بیطرف این فیلم رو نگاه کنید و حتما چندین با این اثر رو به دقت ببینید تا زمانیکه خودتون پی به حقیقت این اثر هنری ببرین.